پيام
كافر به طاغوت
89/7/21
محمد شكوهي
نزديک سگ رفت و چاره او را يک گرده نان ديد. دست در کيسه خويش کرد؛ چيزى نيافت. آهى کشيد و حسرت خورد که چرا لقمه اى نان ندارد تا زنده اى را از مرگ برهاند.
محمد شكوهي
ناگاه روى به مردم کرد و فرياد کشيد: کيست که ثواب چهل حج مرا، به يک گرده نان بخرد؟ يکى بيامد و آن چهل حج عارفانه را به يک گرده نان خريد و رفت. شيخ آن نان را به سگ داد و خداى را سپاس گفت که کارى چنين مهم از دست او بر آمد.
محمد شكوهي
ادامه در مهر بر لب زده ...
محمد شكوهي
به ماسبت روز حضرت حافظ اين هم تمام لينكهائي كه تو مدت وبلاگ نويسيم براي براي اين بزرگ مرد عرفان زدم : http://mehrab110.parsiblog.com/-1516632.htm
محمد شكوهي
http://mehrab110.parsiblog.com/-1464113.htm
محمد شكوهي
http://mehrab110.parsiblog.com/-1466262.htm
محمد شكوهي
http://mehrab110.parsiblog.com/-1475786.htm